مدیریت مبارزه با آفات درختان هلو، یکی از عملیات بسیار حساس است. زیرا با مصرف حداقل سموم و تولید محصول ارگانیک، علاوه بر تولید میوهی سالم، جذاب و بازار پسند، می تواند از نظر کیفیت و حفظ محیط زیست ارزش زیادی را دارا باشد. درختان هلو، نسبت به سایر درختان میوه کم تر عمر می کنند، اما در این مدت کوتاه بسیار درآمدزا هستند. بنابراین باید آفاتی که به طور مستقیم و غیر مستقیم محصول و عملکرد را تحت الشعاع قرار می دهند، به خوبی مدیریت شوند. ارقام شلیل نسبت به ارقام هلو، به دلیل صاف بودن سطح آنها، بیشتر مورد حمله ی آفات به خصوص آفات زننده – مکنده مانند شته ها و تریپس ها قرار می گیرند. آفاتی که به درختان هلو و شلیل حمله می کنند، ممکن است به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به محصول خسارت وارد نمایند. آفات درختان هلو، ممکن است خسارت زایی مستقیم (از میوه تغذیه کرده و یا تخم خود را روی میوه می گذارند و یا به صورت غیر مستقیم (به گل، تنه، ریشه حمله کرده و یا عامل انتقال بیماری ها باشند) داشته باشند.

آفات با خسارت زایی مستقیم :

کرم آلو :

یکی از مهم ترین آفات کلیدی هلو و شلیل در سراسر دنیاست. این آفت بر حسب منطقه، حشره در اوایل بهار از سرشاخه ها تغذیه کرده و باعث خشکیدگی آنها می شوند و نسل های بعدی به میوه حمله می کنند. به دلیل از بین رفتن جوانهای انتهایی، رشد جوانه های جانبی تحریک می شود. این خسارت در مورد درختان جوان بسیار شدید است به طوری که باردهی درخت را به شدت تحت الشعاع قرار می دهد. خسارت این آفت در درختانی که به فرم گلدانی و یا هرس شده اند، به دلیل این که بیشتر شاخه های ضعیف و انتهایی در این نوع هرس حذف می شوند، کمتر می باشد.

میزان خسارت این آفت بر حسب منطقه، روی میوهی هلو شلیل متفاوت است. زمانی که شاخه ها سخت و چوبی می شوند، لاروها از گوشت میوه تغذیه می کنند و پس از رشد کامل از آن خارج می شوند. معمولا در محل آلودگی، صمغ تشکیل می شود. در یک میوه هلو ممکن است تا ۴ لاررو هم دیده شود. این حشره چند میزبانه بوده و در سال های اخیر به درختان سیب، گلابی، بادام و آلو نیز خسارت های قابل توجهی وارد کرده است. کرم آلو، به صورت حشره بالغ در زیر پوست درختان، میوه های خشک افتاده در سطح باغ و یا کلوخهای سطح خاک زمستان گذرانی می کند. لاروها به سرعت روی شاخه های جوان تونل زده و با گذشت زمان، حشرات بالغ روی میوه های میان رس و دیررس تخم گذاری می کنند.

کرم آلو، به آفت کش های ارگانوفسفات ها، کاربامایدها و پیرتروئیدها نسبتا مقاوم است. بنابراین کنترل آن نیازمند انجام عملیات پیشگیری مانند استفاده از تله های فرمونی، برای جلب حشرات نر میباشد. با این روش، زمان و مراحل مختلف زندگی حشره، بر حسب درجه ی حرارت روزانه، قابل پیش بینی خواهد بود. استفاده از تله های فرمونی یکی از روش های مؤثر و غیر سمی برای مبارزه و کنترل جمعیت آفات مختلف است که در درختان هسته دار با موفقیت های زیادی همراه بوده است.

سرشاخه خوار هلو :

این شب پره گسترش جهانی دارد و در ایران علاوه بر هلو و شلیل به درختان زرد آلو، زالزالک و بادام نیز خسارت وارد می کند. این آفت در ایران از کرج، دماوند، تهران، قزوین و آذربایجان گزارش شده است. سرشاخه خوار هلو دارای دو نسل میباشد و زمستان را به صورت لارو سن دوم در داخل جوانه های درخت می گذراند. لاروها در اوایل بهار فعالیت خود را روی غنچه و سرشاخه ها آغاز می کند. محل ورودی لارو به میوه، بیشتر از قسمت دم میوه بوده و موجب ریزش میوه های آلوده می شود.

در مناطقی که حضور این آفت دائمی است، مبارزه می بایست بر اساس عملیات پیشگیری کننده استوار گردد. اگرچه این سرشاخه خوار آفت کلیدی درختان هلو محسوب می شود، ولی به راحتی قابل کنترل است. عملیات پیشگیری قبل از تشکیل میوه و با استفاده از آفت کش های ارگانوفسفات، همراه با روغن های معدنی صورت می گیرد. همچنین استفاده از تله های فرمونی، یکی از بهترین روش های کنترل آفت می باشد. در صورتی که ۳ یا ۴ شاخه مورد حمله آفت قرار گیرد، مبارزه شیمیایی ضروری خواهد بود. مطالعات اخیر در زمینه ی استفاده از دشمنان طبیعی نیز نشان داده است که زنبور پارازیت در کنترل این آفت بسیار موثر است.

سنهای درختان میوه (سن های بدبو و سن های پابرگی) :

این آفات به قسمت های مختلف درخت، از جمله: جوانه های گل، گل، میوه های کوچک، و میوه های رسیده هلو و شلیل حمله می کنند. مهم ترین سن های درختان هلو شامل  Lygus elisus  ، Lygus lineolarius وLygus Hesperus هستند، که حدود 35 روز بعد از تمام گل، با حمله به میوه و تغذیه از آنها، باعث بدشکلی و ترشح صمغ از محل زخم می شوند. سنها، بسیار سریع حرکت می کنند. توده جمعیت سنها، ابتدا روی علفهای هرز به خصوص وقتی که رطوبت زیاد است، دیده می شود. وقتی که علف ها خشک می شوند، حشرات به درختان هلو مهاجرت می کنند. استفاده از تله های هرمی حاوی طعمه فرمونی Euschistus spp نتایج بسیار مثبتی را در کنترل و ردیابی این آفات داشته است. از نوارهای زرد و سفید نیز گاهی برای جذب سن ها استفاده می شود.

اساسی ترین روش در مدیریت کنترل این آفات، دفع علف های هرز (به خصوص علف هایی که گل های جذاب برای سن ها دارند)، از طریق عملیات زراعی و استفاده از علف کش های انتخابی است.

البته مدیریت کف باغ به تنهایی عدم نیاز به سموم آفت کش را برآورده نمی کند، اما می تواند از جمعیت آفت، به طور قابل توجهی بکاهد.

تریپس ها در مناطق خشک، به خصوص اگر خشکی هوا بلافاصله قبل و در طی گلدهی اتفاق بیفتد، آفات جدی برای شلیل ها خواهند بود. خسارت تریپس Frankliniella occidentalis در شلیل ها و به میزان کم تر روی هلوها گزارش شده است. این آفت، دو نوع خسارت متمایز روی درختان هسته دار ایجاد می کند، خسارت شدیدتر، با علائم زنگ زدگی و زخم های چوب پنبه ای ناهموار و دیگری که شدت کمتری دارد، باعث ایجاد قشر نقره ای رنگ روی میوه در زمان رسیدن می شوند. البته، برای ایجاد خسارت باید جمعیت آفت بسیار بالا باشد. اما چون امکان استفاده از آفت کش ها برای حشراتی که درون گل نفوذ می کنند، در حال حاضر وجود ندارد، دقت در مدیریت کنترل این آفت ضروری می باشد. عملیات کف باغ و دفع علف های هرز میزبان، می تواند فراوانی این آفت را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

آفات غیر مستقیم درختان هلو :

این آفات، به درخت حمله کرده و از شاخ و برگ، تنه، داخل تنه، طوقه و یا ریشه درخت تغذیه می کنند. در بین این گروه از آفات، شپشکها، برای درختان هلو بسیار خسارت زا هستند. شته ها و زنجره ها، نیز به شدت روی درختان هلو فعالیت می کنند، ولی خسارت شدید آنها بیشتر متوجه درختان جوان است. شته ها و زنجره ها، عامل انتقال بیماریهای ویروسی، به ویژه شارکا به درختان هلو هستند. بنابراین، لازم است مدیریت این آفات روی سلامت، باردهی و طول عمر درختان متمرکز شود. استفاده از نهال سالم، حتی اگر لازم باشد قیمت بالاتری برای آنها پرداخت شود، بهترین راه تأمین سلامت و طول عمر باردهی درختان است.

پروانه ی زنبور نمای چوبخوار هلو :

پروانه ی چوبخوار، یکی از آفات کلیدی و مهم درختان هلو می باشد، که لارو فقط از بافت زیر پوست (فلوئم) تغذیه می کند. اهمیت اقتصادی خسارت این آفت رو به افزایش است . تشخیص حمله ی این آفت، تا زمانی که علائم خسارت آن ظاهر شود، بسیار مشکل است. شاخه های بارده، اسکلت و داخل تنه ی درخت مورد حمله ی این آفت قرار می گیرد، که در نهایت باعث زوال سریع درختان باغ می شود. مدیریت کنترل این آفت در نقاط مختلف، متفاوت و در مجموع، با استفاده از آفت کش های ارگانوفسفات فقط روی تنه و قسمت های آلوده و تله های فرمونی انجام می شود.

شپشک های سپردار :

سپردار واوی سیب، سپردار گوجه، شپشک نخودی به، و سپردار سن ژوژه از آفات مهم و کلیدی درختان هلو هستند. در بین این گروه، شپشکهای سن ژوژه صدمات زیادی را به درختان هلو وارد می کنند. این آفت بسیار بارور بوده و در هر بار تخم گذاری بالغ بر ۴۰۰ پوره بوجود می آورد. مدیریت کنترل این آفت و سایر شپشکها، نیازمند صرف انرژی زیاد، برای جلوگیری از کاهش محصول است. سم پاشی زمستانه با روغن های صنعتی، می تواند در کنترل آفت موثر باشد. بهتر است سم پاشی با فشار انجام شود. سایر روش های مکانیکی مانند استفاده از نوار چسب براق آلوده به مواد نفتی نیز در برخی از نقاط به عنوان یکی از راههای مبارزه توصیه شده است.

شته ها :

شته ها از رایج ترین آفات درختان هلو هستند. تعدادی از گونه های شته، مانند شته ی سبز هلو و شته ی سیاه به صورت کلونی های پر جمعیت، پشت برگی تجمع کرده و از شیره ی آن تغذیه می کنند. شته ی سبز هلو، ناقل بیماری های ویروسی مانند بیماری آبله ی آلو یاشار کا میباشد که مهم ترین بیماری ویروسی درختان هسته دار محسوب می شود و بدین لحاظ باید به آن توجه ویژه ای گردد. مدیریت کنترل این آفت، به دلیل درجه های مختلف مقاومت آن به آفت کش ها، تا حدودی پیچیده و نیازمند بررسی می باشد.

بیماری های قارچی و مدیریت کنترل آنها :

تعداد زیادی از قارچها، به اندام های مختلف درختان هلو (گل، برگ، شاخه، تنه و ریشه) حمله می کنند. بیشتر بیماری های قارچی، قبل از برداشت میوه ایجاد می شوند و عملکرد کمی و کیفی درخت را تحت تأثیر قرار می دهند. تعدادی نیز بیماری های پس از برداشت هستند که هر ساله خسارت قابل توجهی را در مدت نگهداری میوه به تولید کنندگان تحمیل می کنند. قارچ هایی که در زیر به آنها اشاره می شود، هتروتروپیک بوده و برای رشد به آب نیاز دارند.

پوسیدگی قهوه ای :

یکی از بیماری های مهمی است که هر ساله در سراسر دنیا، به خصوص در نقاطی که میزان بارندگی بالاست، خسارت های فراوانی را به محصول هلو وارد می کند. در مناطق خشک، در زمان گلدهی وقتی شرایط محیطی برای فعالیت پاتوژن مساعد است، باعث سوختگی گل ها می گردد و بیماری تا زمان برداشت نهفته مانده و در صورت بارندگی مجدد آلودگی ظاهر می شود.

این بیماری توسط سه گونه از جنس Monilinia ایجاد می شود. مهم ترین گونه ی خسارت زا Monilinia fruticola است که روی هلو و سایر درختان هسته دار در سراسر دنیا به غیر از اروپا فعالیت می کند. در اروپا Monilinia laa  فعالیت دارد ولی در صورت وجود fruticola از اهمیت این بیماری کاسته می شود. گونه سوم، نیز به درختان دانه دار، بیش تر حمله می کند. این بیماری چند چرخه ای بوده و در طول سال (قبل و پس از برداشت)، محصول را تهدید کرده و نسبت به اکثر قارچ کش ها نیز مقاومت دارد. اگر هیچ نوع مبارزه ای صورت نگیرد، ممکن است ۵۰ تا ۷۵ درصد میوه در باغ پوسیده شود. عمده ی خسارت در باغ اتفاق می افتد، ولی در زمان حمل و نقل میوه یا در انبار نیز، خسارت آن قابل توجه است. آلوده شدن سرشاخه ها، ممکن است همیشه باعث خسارت مستقیم نشود، اما به طور غیر مستقیم در آفت محصول تأثیر می گذارد. در صورتی که دمای محیط ۲۲ تا ۲۵ درجه سانتی گراد باشد، فقط ۳ تا ۵ ساعت رطوبت برای ایجاد آلودگی کافی است، در حالی که در دمای ۱۰ درجه سانتی گراد، حداقل به ۱۸ ساعت هوای مرطوب برای ایجاد آلودگی نیاز است. .

اولین علائم آلودگی به صورت سوختگی گل ها (نکروزه شدن) و لکه های قهوه ای روی گل برگها، پرچم ها و مادگی ظاهر شده و به سرعت تمام گل و یا ساقه را در بر می گیرد. در هوای مرطوب، اندام های آلوده با کنیدیهای قهوه ای قارچ پوشیده می شوند. سپس این اندام ها چروکیده و خشک شده و تا مدتی نیز به درخت آویزان می مانند. علائم آلودگی روی میوه، زمانی که در حال رسیدن است، ظاهر می شود. روی هر میوه یک یا چند منطقه پوسیده به وجود می آید، سپس تمام آن را در بر گرفته، به صورت آویزان به درخت، و یا پس از افتادن در زمین مومی می شود. تا کنون رقم مقاومی برای این بیماری معرفی نشده است، اما میزان حساسیت ارقام با یکدیگر متفاوت است. تمیز نگه داشتن باغ، از بین بردن بقایای میوه های مومی شده و همچنین حذف میزبان های دیگر این قارچ، به کنترل بیماری کمک مؤثری می نماید. مؤثرترین راه مبارزه با آن، استفاده از سموم سیستمیک با ترکیب بنزیل میدازول میباشد.

بیماری پوسیدگی سبز میوه :

پوسیدگی اندام های گل، یکی از مشکلات جدی در سال های پرباران و مناطق مه گرفته با دورهی رطوبت طولانی در طی مراحل گل دهی است. تمام محصولات هسته دار از جمله هلو و شلیل، به این بیماری مبتلا می شوند. یک یا چند قارچ از جمله Botryotinia fuckaliana ،  Monilinia spp ،  Botrytis cinera و Sclerotinia sclerotiorum باعث ایجاد پوسیدگی سبز میوه می شوند. این بیماری، حمله ی خود را از جام گل، گل برگها و سایر قسمت های گل آغاز و باعث پژمرده شدن آنها می گردد. به محض این که میوه ها رشد کردند، عامل بیماری از قسمت های آلوده به میوه های سالم منتقل و به سرعت، زخم قهوه ای رنگی را روی میوه های کوچک و نارس بوجود می آورد. دفع علف های هرز و جمع آوری بقایای گیاهی پیر و مرده از سطح باغ، شاید در کنترل و انتشار منابع آلودگی مؤثر باشد. استفاده از قارچ کش ها برای تمام پاتوژنهای عامل پوسیدگی سبز، در طی دوره گل دهی به خصوص در زمان تمام گل، توصیه می شود.

بیماری غربالی :

غربالی یکی از بیماری های بسیار مهم درختان هسته دار، به خصوص هلو و زردآلو در تمام دنیا می باشد. تحت شرایط مطلوب، اگر درختان در طی دوره ی خواب با قارچ کش های مناسب سم پاشی نشوند، آلودگی شایع می گردد. در مراحل اولیه ی آلودگی، شاخه های بسیار جوان و جوانه ها از بین می روند و به دنبال آن، میوه ها نیز در صورت عدم مدیریت صحیح آلوده می شوند. علائم بیماری ابتدا روی شاخه های نازک، به صورت زخم های بنفش رنگ و لکه هایی با قطر 2 تا 3 میلی متر (بعده قطر آنها تا 10 میلی متر می رسد)، ظاهر می شوند. گاهی این زخم ها با صمغ درخت پوشیده می شوند. علائم بیماری روی برگ و میوه نیز، با ظهور لکه های بنفش رنگ آغاز و بعد قهوه ای می شوند. در شرایط گرم و خشک، زخم برگها افتاده و حالت سوراخ سوراخ، یا آبکش به برگ میدهد. برعکس، در شرایط سرد و مرطوب، زخم ها روی برگ باقی می مانند و مرکز زخم، چوب پنبه ای و برگ های آلوده می ریزند. در مورد درختان هلو، ریزش نابهنگام برگ کمتر اتفاق می افتد. زخم هایی که روی میوه ها به وجود می آیند، به صورت بر آمده و چوب پنبه ای هستند و در بافت مزو کارپ توسعه نمی یابند.

مدیریت کنترل این بیماری در مناطق نیمه خشک، جلوگیری از آلوده شدن شاخه های جوان و جوانه با استفاده از قارچ کش های مناسب در زمان خواب درختان است که باید به محض ریزش برگ و قبل از بارندگی های زمستانه انجام گیرد. در مناطق خشک نیز، استفاده از قارچ کش های حفاظتی به محض ظهور برگ ها و در طی دوره  تلقیح میوه، اثر مثبتی در کنترل بیماری دارد.

لکه سیاه :

یکی از بیماریهای مهم قارچی مناطق پر باران و یا باغ هایی است که آبیاری آنها به صورت بارانی و از بالای تاج درخت انجام می گیرد. در مناطق نیمه خشک، در برخی از سال ها که باران می بارد، این بیماری شایع می گردد. بیماری لکه سیاه در اثر قارچ Venturia carpophilla ایجاد شده و شاخه برگ و میوه را آلوده می کند، اما بیشترین علائم آلودگی روی میوه دیده می شود. در روی شاخه نیز، جایی که قارچ زمستان گذرانی می کند، ابتدا لکه دایره ای یا بیضی شکل و تا حدودی بر آمده، به وجود می آید. این لکه ها یا زخم ها، در آغاز آبکی و به مرور تیره و قهوه ای رنگ می گردند. در اواخر فصل، زخم ها بیضی شکل و به اندازه 3.5 میلی متر می شوند.قارچ به صورت راکد در طی زمستان روی میزبان باقی مانده و در بهار سال بعد، با ریزش باران و بالا رفتن رطوبت نسبی (70 تا 100 درصد) پخش می شوند. کنترل بیماری، معمولا با استفاده از قارچ کش های مناسب از زمان بیدار شدن جوانه ها و به فاصله 2 هفته یک بار تا اوایل تابستان صورت می گیرد. استفاده از آبیاری بارانی در مناطق نیمه خشک، منابع آلودگی را گسترش می دهد. حذف شاخه های آلوده و هرس، که اجازه نور رسانی بیشتر را به درخت می دهد، در کنترل بیماری مؤثر می باشد.

زنگ هلو :

این بیماری از اکثر نقاط هلوکاری دنیا گزارش شده است و در برخی از سال ها طغیان می کند. زنگ هلو در اثر دو عامل قارچی Tranzschlia discolor و Tranzschelia pruni-spinsae که ازنظر شکل ظاهری با یکدیگر متفاوت اند، ایجاد می شود. قارچ  T.discolor در سراسر دنیا شیوع دارد، ولی  T. proni به طور عمده، در اروپا، شمال و شرق آمریکا یافت می شود. این بیماری، علاوه بر برگ و میوه، می تواند بافت ساقه ی درختان هلو را که مهم ترین منبع انتشار آلودگی در بهار هستند، نیز آلوده کند. علائم آلودگی در برگ، به صورت لکه های غیر منظم زرد رنگ، شبیه زنگ زدگی و خزان نابهنگام در صورت آلودگی شدید است. این بیماری موجب ریزش گل ها شده و عملکرد را به شدت کاهش می دهد. علائم روی میوه های نارس و سبز، به صورت لکه هایی به قطر 2 تا 3 میلی متر و روی میوه بالغ به صورت آبله می باشند.

بهترین روش مدیریت و کنترل این بیماری از طریق پیشگیری، با استفاده از قارچ کش های مناسب در فصل بهار و قبل از آغاز بارندگی است. ظهور لکه ها روی شاخه های جوان، علامت مناسبی برای شروع برنامه سم پاشی میباشد.

برگ پیچیدگی هلو یا لب شتری :

لب شتری، یک بیماری جهانی و فراگیر است. خسارت های اقتصادی این بیماری از سراسر دنیا گزارش و همواره در مناطقی که آب و هوای معتدل دارند، دیده می شود. لب شتری در اثر قارچ Taphrina deformans ایجاد می گردد. علائم بیشتر در فصل بهار، روی برگ های جدید دیده می شوند. ابتدا برگ بی رنگ، کلفت و چروکیده شده و بعد به صورت پفکی و فر خورده و یا لب شتری در می آید. برگهای آلوده، رنگ های مختلفی از سبز روشن تا زرد، قرمز و بنفش به خود می گیرند و احتمال دارد که با لایه ای از گرد سفید (کیسه های اسپوری قارچ)، پوشیده و پس از قهوه ای شدن بریزند. اگرچه ممکن است برگها دوباره رشد کنند، ولی تشکیل میوه در همان سال یا سال بعد، به شدت کاهش می یابد. معمولا علائم آلودگی روی میوه کم تر ظاهر می شود.

کنترل و پیشگیری از ابتلا به بیماری، با استفاده از قارچ کش های مناسب در اواخر پاییز (پس از آن که 90 درصد برگها ریختند)، یا در بهار (قبل از باز شدن جوانه ها) انجام می گیرد. استفاده از قارچ کش، پس از ظاهر شدن علائم آلودگی بی فایده و عملیات زراعی نیز در کنترل این بیماری چندان موثر نیست. بیشتر ارقام هلو و شلیل به این بیماری حساس هستند، اما دامنه ی حساسیت آنها بسیار وسیع است. تقویت درخت، از طریق آبیاری مناسب، دادن کود ازته و تنک میوه در کنترل بیماری مؤثر است.

سفیدک سطحی :

این بیماری گسترش جهانی دارد، اما در مناطق نیمه خشک خسارت آن بیشتر است. خانواده ی گل سرخیان، میزبان چندین گونه ی مختلف این قارچ هستند، که در ایجاد این بیماری نقش دارند. تا کنون سه گونه از این قارچ روی هلو گزارش شده است که Podosphera pannosa مهم ترین آنهاست. بیشتر ارقام هلو و شلیل به این بیماری حساس و در بین آنها، ارقامی که دارای گوشوارک هستند، از ارقام بدون گوشوارک حساس تر می باشند. به علاوه بین حساسیت میوه و برگ به عامل بیماری، در برخی از ارقام تفاوت وجود دارد. برگ، جوانه، شاخه های سبز و میوه هلو مورد حمله ی این قارچ قرار می گیرند، اما گل ها به ندرت آلوده می شوند. بیماری روی شاخه های جوان به صورت لکه های سفید و پودری نمایان می شود. میوه ها، از اوایل مرحله نمو تا زمان سفت شدن هسته، حساس به آلودگی هستند. آلودگی در میوه، باعث بدشکلی و تولید نقاط بر آمده در سطح آن می شود. این لکه ها پس از سخت شدن هسته، به صورت مرده و نکروزه در آمده و بازار پسندی خود را از دست می دهند. آلودگی به سفیدک سطحی نیز در نهالستان ها، خسارت های جبران ناپذیری را ایجاد می کند.

کنترل بیماری، از طریق مدیریت عملیات زراعی و استفاده از قارچ کش ها پیشگیری کننده انجام می گیرد. انتخاب ارقام مقاوم در مناطقی که خطر آلودگی بیشتر است در کنترل بیماری موثر است. برای کاهش رطوبت نسبی باغ، بهتر است تعداد دفعات آبیاری کاهش یابد و در روش آبیاری بارانی برای جلوگیری از خیس شدن تاج، از آب پاشهایی که زاویه پاشش کمتری دارند، استفاده گردد. سم پاشی با قارچ کش می بایست از ظهور جام گل آغاز و تا مرحله سخت شدن هسته ادامه یابد.

برگ نقره ای :

این بیماری در اثر قارچ  Clondrosterum pureum ایجاد می شود و دامنه وسیعی از ارقام و سایر گونه ها را آلوده می کند. بیماری برگ نقره ای، از اکثر مناطق معتدله و همچنین به عنوان یکی از بیماری هایی که در نهالستان مشکل ساز است، گزارش شده است. برگ های آلوده به این قارچ، ظاهر نقره ای رنگی به درخت می دهند، که در اوایل بهار وقتی سایر بیماریها و آفات علائم مشخصی ندارند، به خوبی دیده می شوند. رنگ نقره ای به دلیل ترشح ماده ای است که باعث جدایی بخش فوقانی لایه مزوفیل برگ می گردد. لایه جدا شده برگ های آلوده، با رنگ شفاف و انعکاس نور، از برگ های سالم متمایز می گردند. این برگ ها ممکن است نکروزه شده و بریزند. در اثر بیماری شاخه ها نیز، به طور نامنظم و در محل اتصال شاخه به شاخه ی ثانویه، دچار بی رنگی و پوسیدگی سفید (اسفنجی و نرم می شوند.

این قارچ، میزبان های متعددی داشته و مبارزه و حذف آن در سطح باغ، سخت و گاهی غیر ممکن خواهد بود. از این رو، برای جلو گیری از بروز بیماری در باغ، کنترل بیماری می بایست از نهالستان آغاز گردد. رعایت بهداشت و حذف شاخه های آلوده، به کاهش آلودگی کمک مؤثری می نماید. مؤثرترین راه مبارزه، محدود کردن عامل بیماری زا از طریق حذف شاخه های آلوده می باشد.

شانکر ستیوسپورا :

یکی از مهم ترین بیماری های درختان هسته دار، به خصوص در مناطق سرد می باشد که در عارضه ی کوتاهی عمر درختان هلو، دخالت مستقیم دارد. شانکر بوسیله Leucostoma cincta و Leucostoma personi ایجاد می شود. علائم آلودگی که باعث خشکیدگی شاخه از نوک به طرف شاخه های اسکلتی و تنه می گردد، روی شاخه های کوچک و بزرگ درخت دیده میشود. شانکرها، ۲ تا ۴ هفته بعد از باز شدن جوانه، روی شاخه های کوچک، اطراف جوانه های مرده یا زخم های ناشی از افتادن برگ ها به وجود آمده و به تدریج، با پیر شدن شاخه بزرگ تر می شوند. اگر آلودگی با سرمای زمستانه همراه باشد، از محل ترکها، صمغ ترشح می گردد. این قارچ، برای ورود به بافت درختان، نیاز به زخم دارد و بیشتر به درختان ضعیف حمله می کند. بنابراین، ترک خوردگی هایی که در اثر سرما یا آفتاب سوختگی روی درخت ایجاد می شود، بهترین راه ورود این قارچ به درختان است. کنترل بیماری نیاز به استفاده از روشهای مبارزه تلفیقی از طریق عملیات توأم زراعی و شیمیایی دارد. می توان خسارت بیماری را با عملیات زراعی مناسب، در حداقل نگه داشت. این امر مستلزم استفاده از درختان قوی و سازگار با شرایط آب و هوایی منطقه است. درختان هلو، در خاک های خیلی سطحی و یا رسی که تنش رطوبت و عناصر غذایی در آنجا اتفاق می افتد، به این بیماری حساس تر می شوند. مبارزه با این قارچ، از طریق شیمیایی ممکن نیست، بنابراین مدیریت کنترل باید بر اصول پیشگیری از آلودگی استوار باشد و از ایجاد هر گونه زخم و شکاف در اثر سرما و حشرات جلوگیری شود. پوشاندن محل بریدن شاخه ها، در جلوگیری از حمله ی قارچ مؤثر است.

فیتوفتورا و پوسیدگی ریشه :

پوسیدگی طوقه از مخرب ترین بیماری های خاکزی درختان هسته دار است که در تمام باغات و نهالستان ها خسارت جدی وارد می کند. درختان در تمامی سنین به این بیماری آلوده می شوند و آلودگی در بیشتر مواقع به مرگ درخت یا نهال می انجامد. عامل بیماری قارچ Phytophthora spp می باشد، خسارت این بیماری، در خاک هایی که زهکش ضعیف دارند و یا به صورت نشتی آبیاری می شوند، حتمی است. فیتو فتورا دارای گونه های مختلفی است. در یک مکان خاص، ممکن است چندین گونه از این قارچ به صورت نهانی وجود داشته باشند. برخی گونه های دیگر نیز از طریق آبیاری، خاک و یا مواد گیاهی آلوده به محیط وارد می شوند.

درختان آلوده، رشد انتهایی ضعیفی داشته، برگ و میوه آنها ریز و به آفتاب سوختگی حساس می شوند. عملکرد درختان به دلیل عدم توانایی ریشه و طوقه ی آلوده به انتقال مواد غذایی کاهش می یابد. در صورت پیشرفت بیماری، روی طوقه و تنه شانکرهایی ظاهر می شود که اغلب با مقداری ترشح صمغ همراه هستند . شانکرها، مرز بین بافت های سالم و آلوده را مشخص می کنند. اگر شانکر به صورت حلقه ای تنه را در بر بگیرد، در اواخر بهار یا تابستان، به تدریج یا به طور ناگهانی منجر به مرگ درخت می گردد. فیتوفتورا، به صورت کلامید وسپور در خاک باقی می ماند. قارچ در خاک های بسیار مرطوب، زئوسپورهای زیادی تولید می کند که عامل اصلی آلودگی هستند، البته سایر ارگان های قارچ (کلامید وسپورها و ائوسپورها) نیز در آلودگی نقش دارند. اگرچه، فیتو فتورا خود قادر است به ریشه حمله کند، اما ریشه هایی که در اثر تغذیه ی نماتدها و یا سایر عوامل زخمی شده اند، بیشتر مستعد آلودگی هستند. کاشت پایه های مقاوم، مدیریت صحیح آبیاری، استفاده از سیستم آبیاری قطره ای و استفاده از قارچکش های سیستمیک (به صورت پاششی یا تزریقی)، کاشت درختان در روی پشته (در خاک های بدون زه کش) از راه های کنترل آلودگی می باشند.

پوسیدگی آرمیلاریایی :

پوسیدگی عسلی ریشه، یکی از مهم ترین بیماری های قارچی در سراسر دنیا می باشد. تعداد زیادی از درختان میوه، مورد حمله ی این قارچ قرار می گیرند. برعکس فیتوفتورا، آرمیلاریا حتی در خاکهایی که زهکش خوبی دارند، فعالیت می کند و برای سال ها در خاک و روی بقایای ریشه های آلوده باقی می ماند. علائم اولیه ی آلودگی، شامل رشد ضعیف بخش های انتهایی تاج درخت، کوچکی و برگشتگی برگ ها می باشد. وجود میسلیوم های سفید رنگ در کامبیوم، بین پوست و چوب و روی طوقه از علائم شاخص این بیماری است. در مراحل پیشرفته ی آن، پوسیدگی سفید رخ می دهد و بافت چوب نرم و اسفنجی می شود. این عارضه در اثر تخریب سلولز، همی سلولز و لیگنین ایجاد می گردد. درختان هلو در هر سنی که باشند ممکن است به این بیماری مبتلاء شوند و در طی ماه های تابستان در حالی که هنوز برگ ها به آن وصل هستند، خشک شوند. سرعت انتشار بیماری در باغهایی که درختان با فاصله کاشته شده اند ، کم تر از باغ های متراکم است.

جلوگیری از انتشار آلودگی بسیار مشکل و اغلب بی تأثیر است. در صورت آلوده بودن باغ، حذف کامل درختان بهترین راه حل می باشد. پرهیز از کاشت درخت در مکان های آلوده، استفاده از قارچ کش ها قبل و بعد از کاشت، جمع آوری بقایای ریشه های آلوده و کاشت درختان روی پشته می تواند تا حدودی بیماری را کنترل نماید.

ورتیسیلیوم :

پژمردگی ورتیسیلیومی که روی درختان هلو و سایر هسته دارها در اثر قارچ Verticillium dahlia .kleb ایجاد می شود، از نظر اقتصادی یکی از بیماریهای مهم به شمار می آید. کلیه گیاهان اعم از درختان و سبزیجات میزبان این پاتوژن هستند. کاشت درختان هلو و شلیل، در زمین هایی که قبلا در آنجا پنبه، گوجه فرنگی یا فلفل کاشته شده اند، باعث ابتلای آنها به این بیماری می شود. درختان جوان به شدت مستعد به پژمردگی ورتیسیلیومی هستند. این قارچ خاکزی و دارای ساختار مقاومی میکرواسکلروتیا می باشد که سال ها بدون میزبان، در شرایطی که دما بین 5 تا 15 درجه ی سانتی گراد و رطوبت بین 50 تا 75 درصد باشد، می تواند زنده بماند. عمر کنیدیهای این قارچ کوتاه بوده و نقش کمی در ایجاد آلودگی دارند. این قارچ در عمق 15 تا 30 سانتی متری خاک تجمع می یابد، ولی تا عمق یک متری نیز می تواند نفوذ نماید.

این پاتوژن در بهار ریشه ی گیاه میزبان را آلوده کرده و به سیستم آوندی حمله می کند و به صورت میسیلیوم و کنیدی های غیر جنسی، همراه با آب به طرف بالا حرکت می کند. اولین علائم آلودگی، به صورت پژمردگی ناگهانی برگ ها روی یک یا چند شاخه، در طی فصل گرم می باشد. به دنبال آن، برگ ها زرد و قهوه ای شده و به طرف بالا لوله می شوند. گاهی برگ های پیرتر و پایینی پژمرده شده و قبل از برگ های جوان می ریزند. علائم بیماری در درختان جوان به صورت خشکیدگی قسمتی از تاج درخت و با تمام آن می باشد، اما در درختان پیر با کاهش رشد و عملکرد همراه است. برش عرضی شاخه ی درختان آلوده، رگه های قهوه ای تا سیاه را در آوند چوب- آبکش نشان می دهد. در هوای گرم، پاتوژن می میرد و درخت رشد خود را باز خواهد یافت. این چرخه ی بیماری در هر فصل تکرار می شود. بهترین روش مدیریت کنترل بیماری، پرهیز از کاشت درختان در خاک های آلوده، ضدعفونی خاک با استفاده از انرژی خورشیدی و یا قارچکش ها، کاشت گرامینه ها به مدت چند سال می باشد. همچنین کوددهی و کاهش تنش رطوبت به مقاومت درختان در برابر بیماری کمک می کند.

نماتدهای مهم درختان هلو :

درختان هلو مورد حمله ی نماتدهای مختلفی قرار می گیرند که اگر به خوبی کنترل نشوند، می توانند باعث کاهش عملکرد، کاهش قدرت رشد و حتی مرگ درختان شوند. مدیریت کنترل نماتدها در باغ های هلو، با انتخاب صحیح مکان احداث باغ (عاری از هر گونه نماند و حداقل از 5 سال قبل در آنجا درختان هسته دار، به خصوص هلو کاشته نشده باشد)، آغاز می شود. در صورت وجود محدودیت در انتخاب زمین، شناسایی نماتدها و انجام عملیات خاک ورزی، مانند استفاده از نماتد کش ها قبل و پس از کاشت، استفاده از پایه های مقاوم و روش های مختلف کنترل بیولوژیکی برای حذف آنها ضروری است. همچنین استفاده از نهال های سالم عاری از نماتد و ویروس، از آلودگی دوباره ی خاک جلو گیری مینماید.

نماتد مولد گره ریشه :

نماتد مولد گره ریشه Meloidogyne spp ، به عنوان یکی از خسارت زاترین نماتدها در سراسر دنیا مورد توجه است. این نماند، به صدها گونه ی گیاهی از خانواده های مختلف حمله می کند و باعث کاهش شدید عملکرد درختان هسته دار به خصوص هلو می شود. نماتد مولد گره، یک پارازیت داخلی بوده و با ایجاد گال با گره روی ریشه، باعث توقف رشد درختان جوان هلو می شوند. حمله ی این نماتد در اوایل رشد ریشه، می تواند به مرگی سریع درخت منجر شود. علائم روی درخت، به صورت کاهش رشد رویشی، ریزش زودهنگام برگها و کاهش عملکرد است. در باغ هایی که بافت خاک شنی دارند، تنش آب تشدید می شود. این نماتدها به صورت تخم در داخل گرهها، قادرند به مدت چند سال باقی بمانند و چون چند میزبانه هستند، در علف های هرز نیز زندگی می کنند.

مبارزه با این پاتوژن قبل از کاشت انجام می گیرد، زیرا پس از ورود و آلوده شدن خاک، حذف آن بسیار مشکل خواهد بود. اگرچه، نماتد کش هایی مانند متیل بروماید قبل و بعد از کاشت می توانند جمعیت آنها را کاهش دهند، ولی به دلیل تأثیر سوء این مواد روی لایه ی زن، استفاده از آن ممنوع است. بهره گیری از روش های تلفیقی، می تواند آستانه ی خسارت را کاهش دهد. آیش زمین یا کاشت گیاهان غیر میزبان و دفع علف های هرز، قبل از احداث باغ، یکی از روش های بسیار خوب برای مبارزه با این پاتوژن است. اما استفاده از پایه های مقاوم، اقتصادی ترین و بهترین گزینه برای درختان هلو می باشد. برنامه های اصلاح پایه در آمریکا، بیشتر با استفاده از پایه های نما گارد و اکیناوا به عنوان منابع انتقال مقاومت انجام میشود.برخی از کلونهای میروبالان ( P. cerasifera ) به این نماد مقاومت خوبی دارند و قادرند این صفت را به زیر جنس های خود منتقل نمایند. این کلونها، دارای خصوصیات زراعی خوبی بوده و با هلو نیز سازگارند.

نماتدهای حلقوی :

نماتدهای حلقوی، در سراسر دنیا انتشار دارند و خسارت آنها از نظر اقتصادی در باغهای هلو اهمیت زیادی دارد. دو نماتد حلقوی Mesocrionema xenoplas  و  Mesoerionemacurvatum در عارضه ی مرگی سریع درختان هسته دار دخالت دارند. این نماتدها، پارازیت خارجی هستند و از ریشه های فرعی تغذیه می کنند. درختان آلوده، به سرمازدگی، تغییرات درجه حرارت در اواخر زمستان یا اوایل بهار و همچنین شانکر سیتوسپورا بسیار حساس می شوند. این بیماری توأم، تحت عنوان کوتاهی عمر یا PTSL شناخته می شود. علائم شاخص بیماری در تاج درختان 3 تا 6 ساله و حتی درختان پیرتر نیز مشاهده می شود. برگ درختان آلوده، در بهار ناگهان می ریزد و در صورت مواجهه با تنش خشکی، درختان به سرعت از بین رفته و فقط یک یا دو شاخه باقی می ماند. در آلودگی های بسیار شدید، هیچ جوانه ی گل یا برگی باز نمی شود. آلودگی به شانکر، معمولا با تأخیر در گل دهی یا برگ دهی قسمتهایی از درخت همراه است و روی شاخه به طور متناوب، لکه های تیره و بافت سالم با ترشح مقداری صمغ دیده می شود. از آنجایی که خاک از صدمه ی سرما به ریشه جلوگیری می کند، ریشه ها زنده مانده و پاجوش ها شروع به رشد می کنند. این نماتد از طریق خاکهای آلوده روی وسایل و ادوات کشاورزی و یا پای حیوانات و علفهای هرز آلوده به درخت منتقل میشود.

بیماری کوتاهی عمر در طی سال های مختلف خسارت های متفاوتی داشته است. به عنوان مثال، در طی سال های 1980  تا 1992 بیش از 6  میلیون دلار به باغهای هلوی کارولینای جنوبی خسارت وارد کرده است. مدیریت کنترل نماتد، اگر چه ممکن است به طور کامل این عارضه را از بین نبرد ولی تا حدود زیادی می تواند آن را کنترل نماید. یکی از نکات مهم، ضدعفونی خاک، قبل و پس از کاشت می باشد. طبق قوانین بین المللی، استفاده از نماتد کش هایی مانند متیل بروماید و فنامیفوس ممنوع است. بنابراین توصیه می شود، از روش های جایگزین مانند سولاریزاسیون، کاشت گیاهان پوششی غیر میزبان مانند گندم به تنهایی یا به همراه سورگوم، به مدت 3 سال استفاده شود. استفاده از پایه های مقاوم نیز در کنترل این نماتد مهم است. در آمریکا، از دو پایه لأول و نما گارد برای کنترل نماتد استفاده می شود. اما، این دو پایه به سرما حساس بوده و به شانکر مبتلا می شوند. نما گارد به نماتد حساس تر از پایه ی لاول  M. xenoplx است و بدین لحاظ درختان روی لاول، عمر طولانی تری نسبت به نماگارد دارند. گاردین پایه ای است که به این نماتد مقاومت داشته و نسبت به دو پایه ی دیگر عمر طولانی تری دارد.

نماند عامل زخم ریشه :

در سراسر دنیا، حداقل 9 نماتد متعلق به این جنس روی درختان هلو فعالیت و ایجاد آلودگی می کنند. این نماتدها، پارازیت های داخلی هستند، که درون و بین سلول ها حرکت می کنند و از کورتیکول ریشه تغذیه کرده و خسارت های شدیدی را به ریشه وارد می کنند. در نتیجه حمله ی این پاتوژن، علائم در روی تاج درخت، به صورت کمبود مواد غذایی، کاهش رشد شاخه ها، کاهش قدرت رویشی و کوچک شدن اندازه میوه ظاهر می شود. در ریشه نیز علائم به صورت از بین رفتن تارهای کشنده و ریشه های فرعی، تیرگی ریشه و لکه های زخم است. دو نماتد D. vulnus و P pentrans در خاک های شنی نسبت به خاکهای لومی خسارت بیشتری وارد کرده و در اثر جا به جایی خاک، با ماشین و ادوات کشاورزی انتقال می یابند.

نماتدهای خنجری :

نماتدهای خنجری.Xinema spp از نوع پارازیت های خارجی بوده و عامل انتقال نپوویروس هایی هستند که به درختان هسته دار حمله می کنند. بیش از 280 نماتد در این خانواده وجود دارد، ولی فقط 7 جنس آن روی درختان هسته دار فعالیت می کنند. بیشتر درختان هسته دار حساس به این نماتدها هستند، که روی نوک ریشه های فرعی، ایجاد گال کرده و ریشه حالت فر خورده و پیچیده پیدا می کند. علائم حمله ی نماتدهای خنجری روی درخت، به صورت رشته ای شدن تنه، کوتولگی و بدشکلی برگ ظاهر می شود. چون این نماتد روی تمام درختان خانواده گل سرخیان فعالیت می کند، خطر آلودگی به آن هم بالا می باشد. ضدعفونی خاک قبل از کاشت، می تواند انتقال ویروس و نماند را محدود نماید. البته، در بین هسته دارها، برخی پایه های مقاوم به نماتدهای خنجری وجود دارد، اما با هلو سازگاری خوبی ندارند.

بیماری های پروکاریوتها (باکتریایی و فیتوپلاسمایی) :

باکتری ها و فیتوپلاسماها، میکروارگانیسم های (فاقد هسته و سایر ارگانل های وابسته به غشاء)، تک سلولی و فقط دیواره ی غشایی دارند، به این دلیل دارای شکل های مختلفی (پلی مورفیک) هستند. این پاتوژنها در آوندهای آبکش میزبان های گیاهی مستقر شده و سال ها طول می کشد تا در گیاه میزبان تکثیر شوند. بنابراین، آلودگی در مراحل اولیه فقط در تک شاخه ها قابل مشاهده است. اکثر فیتوپلاسما، در ریشه زمستان گذرانی می کنند. بر خلاف فیتوپلاسما، باکتریهای پاتوژن درختان هلو، به غیر از Xylella fastidiosa قابل کشت روی محیط های مصنوعی هستند. همچنین، برخی از پاتوژنهای باکتریایی، می توانند به صورت اپی فیت روی سطح گیاه وجود داشته باشند. در حال حاضر 4 بیماری باکتریایی و 5 بیماری فیتوپلاسمایی، در درختان هلو آلودگی ایجاد می کنند. بیماری های باکتریایی در شرایط محیطی مناسب در تمام دنیا انتشار دارند و باعث ایجاد لکه برگی، شانکر و گال طوقه می شوند. این دو بیماری، خسارت سنگینی را به درختان هلو وارد می کنند، ولی انتشار و طغیان آنها به شدت وابسته به شرایط آب و هوایی است. خسارت به گونه ای است که کیفیت و کمیت محصول کاهش یافته و پس از چند سال پس از سال درخت آلوده کاملا خشک می شود.

مدیریت کنترل این بیماری ها، از طریق رعایت قرنطینه گیاهی، استفاده از مواد گیاهی سالم، ارقام و پایه های مقاوم و کنترل عوامل انتقال، امکان پذیر است. مبارزه شیمیایی نیز محدود به استفاده از ترکیبات مسی است که می تواند روی درخت اثرات سمی داشته باشد. در بعضی مناطق از آنتی بیوتیک اکسی تتراسیکلین، برای کنترل این پاتوژن استفاده می شود.

عوارض نامطلوبی که فیتوپلاسما، روی رشد رویشی و باردهی درخت می گذارد در تمام درخت یا بخشی از اندام آن ظاهر می شود. به این ترتیب که میان گره ها کوتاه، جوانه های جانبی چند شاخه و فشرده می شوند و برگ ها قبل از خزان می ریزند. تعداد میوه و اندازه آن کاهش یافته و رسیدن غیریکنواخت می شود. ریزش زودهنگام میوه و طعم نامطلوب و تلخ نیز از دیگر علائم آلودگی به فیتوپلاسماست. در صورت پیشرفت بیماری، انتهای شاخه ها خشک و بافت ها به سرمازدگی بسیار حساس می شوند، در نهایت درخت کوتوله و اغلب در مدت 2 تا 3 سال می میرد. فیتوپلاسما، توسط حشراتی که از آوندهای درخت تغذیه می کنند، مانند زنجره ها، پسیل ها انتقال می یابند. این آفات معمولا در طول زندگی خود آلوده باقی می مانند، ولی تخم آنها (یعنی نسل بعدی) آلوده نیستند. مواد گیاهی آلوده و علف هرز سس (.Cuscuta spp) نیز عامل انتقال فیتوپلاسما هستند، ولی تا کنون گزارشی مبنی بر انتقال آن از طریق دانه گرده یا بذر وجود نداشته است. کنترل و مدیریت تمام بیماری های فیتوپلاسمایی هلو، مشابه و فقط با استفاده از گیاهان سالم، رعایت قوانین قرنطینه ای و کنترل عوامل انتقال امکان پذیر می شود.

بیماری های باکتریایی :

شانگر باکتریایی :

شانکر باکتریایی و عارضه ی زوال درختان هلو و سایر خانواده ی هسته دارها، گسترش جهانی دارد. این بیماری که با خشک شدن جوانه، شاخه های جوان و مرگ درخت همراه است، تحت عنوان گموز باکتریایی نیز شناخته می شود. شانکر باکتریایی در ترکیب با سایر عوامل، باعث بروز عارضه کوتاهی عمر درخت هلو می شود. در بین تک درختان و باغ های مختلف، علائم متفاوتی دیده می شود. علائم بیماری معمولا در بهار، به محض بیدار شدن درخت از خواب ظاهر می شود. جوانه های برگ و میوه شکوفا نشده یا با تأخیر شکوفا شده و یا این که بلافاصله بعد از باز شدن گلها پژمرده و خشک می شوند. این عوارض ممکن است در تک تک شاخه ها با تمام درخت اتفاق بیفتد به طوری که درختان ظاهره سالم، به طور ناگهانی خشک شوند. در آغاز آلودگی، معمولا یک شانکر بیضی شکل روی جوانه های مرده مشاهده و با برداشتن مقداری از پوست تنه، لکه های آبکی فرو رفته قرمزقهوه ای ظاهر می گردد. بافت تغییر رنگ یافته، ممکن است چند سانتی متر و یا تمام شاخه و سپس تنه را بپوشاند. این آلودگی با ترشح صمغ از بافت آلوده همراه است. تا کنون علائمی روی برگ و میوه هلو دیده نشده است. صدمه در اثر سرمازدگی علائمی شبیه به شانکر باکتریایی دارد و ممکن است شرایط را برای آلودگی مناسب نماید. اختلاف بین سرمازدگی و آلودگی به شانکر متفاوت است. بطوری که صدمه و خسارت سرما باعث قهوه ای شدن ناحیه کامبیوم شده و پوست تنه اکثرا شکاف برداشته و به راحتی از چوب جدا می شود. در حالی که در آلودگی باکتریایی، پوست به چوب چسبیده و جدا نمی شود. این بیماری از طریق مبارزه شیمیایی به خوبی قابل کنترل نیست. بهترین راه انتخاب مکان مناسب، پایه مناسب، رقم سازگار با شرایط آب و هوایی، کاهش تنش های محیطی، خاک عاری از نماتد و هرس به موقع است.

لکه غربالی باکتریایی :

لکه غربالی ابتدا از درختان آلوی ژاپنی جدا شد و اکثر درختان هسته دار را آلوده می کند. انتشار جهانی دارد و در خاک های سبک و شنی، شرایط گرم و مرطوب بیماری تشدید می شود. این بیماری توسط Xanthomonas arboricola ایجاد می شود که یک باکتری گرم منفی است. لکه باکتریایی به برگ، میوه و شاخه های جوان صدمه می زند. زخم برگ و زردی، اولین علائم قابل مشاهده روی درخت هستند. زخم برگها از لکه های به قطر 1 تا 3 میلی متر به رنگ خاکستری آغاز می شود. اگر مرکز لگه ها به ریزند، برگ به حالت غربالی شده و سوراخ سوراخ دیده می شود.

زخم ها، حاوی تعداد زیادی باکتری هستند و در ارقام بسیار حساس، باعث خزان پیش از موعد برگها شده و جوانه های میوه ده به تدریج کم می شوند، در نتیجه عملکرد به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. در میوه ابتدا لگه ها کوچک و 3 تا 5 هفته پس از ریزش گلبرگ ها، آبکی می شوند. سپس آلودگی شدید تر شده و بعد از سفت شدن هسته، زخم ها به تدریج تمام سطح میوه را می پوشانند. در بهار، اولین علامت روی شاخه های سال قبل مشاهده می شود. جوانه های برگ به خصوص از ناحیه انتهای شاخه باز نمی شوند، به این دلیل، انتهای شاخه ها سیاه به نظر می رسند. پاتوژن، زمستان را روی درخت و همراه با جوانه و محل افتادن دم برگ می گذراند که در بهار سال بعد، منبع بسیار خطرناکی برای گسترش آلودگی است. رطوبت و بارندگی می تواند آلودگی را به سایر نقاط انتشار دهد. آلودگی شدید، هنگامی رخ می دهد که درختان هلو در خاک های شنی رشد کنند. زیرا در این نواحی، شدت باد و عواملی چون آب و نماتدها، با این باکتری همراهی و مشارکت می کنند.

ارقام هلو، حساسیت متفاوتی را به این باکتری نشان می دهند. متاسفانه تعداد ارقام تجاری مطلوب و مقاوم به این بیماری بسیار محدود است و در صورت آلوده شدن باغ، کنترل آن بسیار دشوار خواهد بود. در خاک های شنی، از گیاهان چمنی و یا بادشکن برای جلوگیری از زخمی شدن درخت در اثر وزش باد، استفاده می شود.

مال طوقه :

بیشترین ضرر و زیان اقتصادی این بیماری، از نهالستان و درختان آلوده شروع می شود. گال ها معمولا در بخش پایینی خط خاک، پایین تنه و طوقه نمایان می شوند. ولی احتمال ظهور آنها روی ریشه و بخش های هوایی نیز وجود دارد. بافت گالهای تازه تشکیل شده، نرم و اسفنجی است. کوتوله شدن درختان جوان و ضعف درختان مسن، نشان می دهد که ریشه دچار مشکل شده است. در یک درخت بالغ، تا زمانی که ریشه ها در معرض دید قرار نگیرند و درخت از زمین کنده نشود، گال ها دیده نمی شوند. ضعف و مرگ درخت هنگامی اتفاق می افتد که به مرور زمان، گالهای کهنه چوبی شده و با سایر میکروب ها احاطه می شوند. آگروباکتریوم Agrobacteriumn tomefuciens ، از خانواده باکتری های تثبیت کننده ی ازت، یک ریزوباکتری است و به عنوان یک بیووار دو گونه ای در هلو ایجاد گال می کند. آلودگی از طریق زخم انجام می گیرد و شرایط مرطوب و زه کشی ضعیف خاک، برای رشد این باکتری بسیار مناسب است. با وجودی که دمای کمتر از 20 درجه سانتی گراد، برای آلودگی بسیار مناسب است، اما اگر 4-2 هفته پس از آلودگی، دما به بیش از 20 درجه سانتی گراد برسد، گال بسیار سریع تر رشد می کند.

گونه های آگروباکتریوم می توانند در خاک های زراعی و غیر زراعی برای مدت های طولانی دوام بیاورند. توانایی آنها در ایجاد آلودگی پنهان و چسبیدن به سطح ریشه، اجازه می دهد پاتوژن با نهال از نهالستان و از طریق جابجایی خاک و آب پراکنده شود. بنابراین، کنترل این پاتوژن، از طریق کنترل عوامل انتقال به خوبی مهار شدنی می باشد. رعایت بهداشت در نهالستان، بررسی دقیق نهال های مورد نظر برای کاشت، رعایت اصول کاشت و حذف درختان آلوده به گال، از نکات مهم در تأمین سلامت باغ هستند.

بیماری های فیتوپلاسمایی :

بیماری X :

بیماری X ، برای اولین بار از کالیفرنیا گزارش شد. در اوایل مرحله ی آلودگی، درخت علائم نامشخصی را به صورت پراکنده نشان می دهد. این پاتوژن، حداقل به 2 سال زمان نیاز دارد، تا در یک درخت بالغ تکثیر شود. علائم به صورت لکه های زرد یا نکروزه، برگشتگی و کم رنگ شدن برگها ظاهر می شود. شاخه های آلوده، به سرما بسیار حساس می شوند و در نهایت، در طی 1 تا 3 سال بعد از آلودگی درختان کاملا خشک می شوند. میوه ها ریز و عملکرد به تدریج کم می شود. میوه های رسیده، نسبت به میوه های طبیعی بیشتر روی درخت باقی مانده، مزه و طعم نامطلوبی پیدا می کنند. بیشترین آلودگی در اواخر بهار و تابستان اتفاق می افتد. این بیماری از طریق زنجره، پیوند، سس و علفهای هرز مانند کرفس، هویج و توتون، گوجه فرنگی و … انتقال می یابد. تنها راه کنترل این پاتوژن، از بین بردن هر چه سریع تر درختان آلوده است. عملیات زراعی، مانند کنترل زنجره ها، مبارزه با علفهای هرز و گیاهان حساس، خطر انتشار بیماری را کاهش می دهد.

زردی درختان هلو :

بیماری زردی، کوچکی و شکاف قرمز هلو، توسط یک فیتوپلاسما ایجاد می شود و همه ی ارقام هلو، شلیل، بادام، زردآلو و آلوی ژاپنی به شدت به این پاتوژن حساس هستند. گل ها و برگهای درختان آلوده، 4-2 هفته بعد از درختان سالم جوانه می زنند. برگ ها باریک، ریز و به طرف پشت بر می گردند. جوانه هایی که آلودگی پنهان دارند، در آغاز رشد خود شاخه های چندتایی تولید می کنند که حالت بوته ای و جارویی به درخت می دهد. با پیشرفت بیماری، ابتدا شاخه های جوان و سپس درختانی که آلودگی شدید دارند، طی 2 تا 4 سال کاملا خشک شده و می میرند. در این درختان، رسیدن میوه چند روز زودتر از درختان سالم اتفاق می افتد. میوه ها اگر چه اندازه طبیعی دارند، ولی به شدت تلخ و بد مزه می باشند.

ریز میوه گی هلو :

علائم این بیماری، شبیه به زردی هلو است ولی دو ویژگی کاملا متفاوت با زردی هلو دارد. برگهای جوان، ابتدا سبزتر از برگ های طبیعی اند، ولی بعد زرد می شوند. میوه ها ریز و ۳ هفته بعد از میوه های سالم می رسند. برگ های بالغ که به رنگ زرد-سبز هستند، قبل از برداشت سبز – برنزی می شوند. علائم شدید و واضح روی میوه ها ظاهر می شود، به طوری که گوشت در قسمت شکاف یا درز میوه نرم می شود، در حالی که بقیه قسمت های میوه همچنان سبز و سفت باقی می ماند. در ارقامی که دارای میوه های قرمز هستند، این قسمت از میوه، به رنگ قرمز تیره تابنفش و در ارقام زرد، به رنگ زرد تیره در می آید و میوه بدمزه و تلخ می شود.

این پاتوژن توسط پیوند و علف هرز سس انتقال می یابد. حرکت این فیتوپلاسما به طرف پایین سریع تر بوده، از این رو، در قسمت هایی که نزدیک سطح خاک هستند، علائم زودتر بروز می کند. برای کنترل بیماری، درختان آلوده باید به سرعت حذف و از بین به روند. به دلیل حساسیت درختان آلو به این فیتوپلاسما، در صورت هم جواری با درختان هلو توصیه می شود به دقت برای این بیماری بررسی و آزمایش شوند.

وردمانی (روزت) هلو :

این فیتوپلاسما، اولین بار در آمریکا شناسایی و سپس از سایر نقاط دنیا گزارش گردید. کوتاه شدن میان گره شاخه های جدید و به وجود آوردن چندین برگی که حالت جارویی به درخت می دهند، از علائم شاخص این بیماری می باشد که در اثر آن، ریزش برگ ها در اوایل تابستان رخ می دهد. خزان در پایین شاخه ها صورت می گیرد و در بخش داخلی تاج درخت، شاخه های ثانویه از رشد باز مانده، در نتیجه درخت ظاهری باز و گشاده می گیرد. برگها از نظر اندازه طبیعی، ولی کلروزه می شوند. تولید گل و میوه کاهش یافته و زمان رسیدن میوه نامنظم می گردد. اگر چه درختان در فصلی که آلوده شده اند، زنده می مانند، اما در مواردی که آلودگی شدید باشد، در فاصله یک تا دو سال پس از آلودگی، خشک می شوند. این دو ویژگی (کاهش محصول و مرگ درخت) آن را از زردی هلو متمایز می کند. آزمایش تک تک درختان، بهترین روش کنترل این بیماری است. زیرا درختان هلو تا وقتی که کاملا خشک نشوند، علامت مشخص و بارزی را نشان نمی دهند. این بیماری، ابتدا از آلوهای وحشی که بسیار حساس به آن هستند، گزارش شده است. بنابراین، احداث باغ هلو در نردیکی درختان آلوی وحشی خطر ابتلاء به بیماری را افزایش می دهد.

برگ قاشقی زرد هلو :

یکی از مهم ترین عوامل بیماری زای فیتوپلاسمی می باشد، که فقط روی درختان هلو مشاهده شده است. در این بیماری، اندازه ی برگ های درختان آلوده طبیعی، اما زرد و برگشتگی دارند. بزرگ شدن رگبرگهای اصلی و فرعی باعث ریزش نابهنگام آنها شده و عملکرد به شدت کاهش می یابد. درخت معمولا 3 سال پس از آلوده شدن، به سرعت دچار مرگ و زوال زودرس می گردد. این فیتوپلاسما از گروه Apple Proliferation بوده و عامل انتقال آن پسیل می باشد.

کنترل این پاتوژن از طریق مبارزه شیمیایی، اثرات محدودی دارد و بهتر است برنامه های مدیریتی قبل از آلوده شدن برگها و میوه آغاز شود. موفقیت در کنترل، شدیدا به شرایط آب و هوایی و قدرت بیماری بستگی دارد. برای مبارزه شیمیایی، به طور معمول از ترکیبات مسی و یا آنتی بیوتیک اکسی تتراسیکلین استفاده می شود. البته حساسیت برگهای هلو به ترکیبات مسی، استفاده از آنها را محدود می سازد. در صورت لزوم استفاده از سموم مسی، توصیه می شود از شروع شکفتن جوانه ها تا شروع شکفتن گل (یعنی زمانی که برگ کمتری روی درخت وجود دارد) 3 تا 5 بار سمپاشی انجام و در هر بار استفاده، مقدار آن به تدریج کم تر شود. فاصله ی بین سمپاشی ها بسته به بارندگی و شیوع بیماری 7 تا 14 روز خواهد بود.

بیماریهای ویروسی و ویروئیدی درختان هلو :

بیش از 20 بیماری مختلف در اثر عوامل ویروسی و ویروئیدی در درختان هلو ایجاد می شود که برخی، از تداخل پاتوژنهای متعدد بوجود می آیند. و اغلب در بروز تعدادی از بیماریهای نامعلوم نیز دخالت دارند. در این بین پاتوژنهایی که توسط پیوند منتقل می شوند، به خصوص وقتی که روی کیفیت میوه تأثیر می گذارند یا باعث مرگ درختان می شوند، از نظر اقتصادی بسیار مهم اند. عامل اصلی انتشار ویروس ها و ویروئیدها، تکثیر و تبادل منابع گیاهی آلوده در نقاط مختلف دنیا می باشد. اگر چه تعدادی از ویروس های درختان هلو، توسط شته ها و نماتدها یا از طریق دانه گرده منتقل می شوند، ولی مؤثرترین و بیشترین عامل انتشار آنها، از طریق درختان آلوده فاقد علائم ظاهری و پیوند می باشد.

برای ردیابی و تشخیص آلودگی اکثر ویروس ها و ویروئیدها، از روش های تشخیص مبتنی بر آزمون های بیولوژیکی، سرولوژیکی و مولکولی استفاده می شود.

پوتی ویروس ها :

شارکا  :

شارکا (PPV) یکی از مهم ترین بیماری های درختان میوه هسته دار است، که خسارت های قابل توجهی را به خصوص به باغ های هلو وارد می کند. این بیماری در درختان زرد آلو، هلو و آلو، باعث کاهش کیفیت و ریزش میوه می شود. تخمین هزینه های کنترل و مدیریت این بیماری در طی ۳۰ سال گذشته در اروپا، متجاوز از ۱۰۰۰۰ میلیون دلار بوده است. این بیماری اولین بار روی درختان آلو، در سال ۱۹۱۷ از شرق اروپا گزارش شد و به سرعت در تمام سواحل دریای مدیترانه گسترش یافت. این ویروس همچنین در آمریکای شمالی و جنوبی (آرژانتین، شیلی، آمریکا و کانادا در آسیا (چین و قزاقستان) و در سال های اخیر در ایران گزارش شده است. علائم بیماری در هلو، روی گلبرگها بی رنگ شدن یا ابلق شدن گلبرگ ها در برخی ارقام)، برگها و میوه دیده می شود. علائم روی برگ به صورت لکه های سبز روشن، لکه های مرده و حلقوی، رگبرگهای زرد رنگ و حتی بدشکلی برگ است، که اغلب در بهار ظاهر می شوند. میوه های آلوده نیز لکه های مرده یا حلقه های زرد بدون رنگ دانه و یا خطی دارند، شکل میوه نامنظم و از کیفیت پائینی برخوردار بوده و گاهی قبل از رسیدن می ریزد. در شرایط آب و هوایی مدیترانه ای، میوه ارقام زودرس در زمان رشد خود (اردیبهشت تا خرداد) با غلظت زیاد ویروس مواجه می شوند، در ارقام دیررس، غلظت ویروسها (تیر تا شهریور) در تابستان کم می شود. به این ترتیب، ارقام زودرس بسیار حساس تر بوده و علائم بسیار شدیدی را نسبت به ارقام دیررس روی میوه ها نشان می دهند. علائم این بیماری در درختان هلو براساس رقم، سن درخت، شرایط آب و هوایی (درجه حرارت) و نوع ایزوله بیماری زا متفاوت می باشد.

شار کا عضوی از خانواده پوتی ویروس هاست و از یک زنجیره DNA تشکیل شده است. تمام ایزوله های شارکا با استفاده از مونوکلونال آنتی بادی ۵B-IVIA یا پلی کلونال آنتی بادی ها با روش DAS – ELLSA قابل تشخیص اند. روش هیبریداسیون مولکولی و Real time- RT PCR نیز از روش های جدید بسیار کارآمد در تشخیص این ویروس است. دستورالعمل شناسایی و ردیابی این ویروس در سال ۲۰۰۴ توسط سازمان حفظ نباتات کشورهای حوزه دریای مدیترانه (EPPO) در اتحادیه اروپا انتشار یافته است که تمامی روش های بیولوژیکی (پیوند روی پایه GF۳۰۵ یا Prunus tomentosa سرولوژیکی و مولکولی) را دربر می گیرد. شته ی سبز هلو، مهم ترین عامل انتقال بیماری شارکا می باشد. با این وجود، بیماری از طریق تبادل مواد گیاهی آلوده در مناطق دور از هم و به صورت مکانیکی، به تعداد زیادی از درختان هسته دارها و علفهای هرز منتقل می شود. چون این ویروس میزبان های متعددی در بین سایر محصولات دارد، با استفاده از شته کش ها نمی توان به طور کامل از آلودگی جلوگیری کرد. بنابراین کنترل شارکا می بایست از طریق کاهش و یا حذف عوامل ویروسی در محیط، با رعایت مقررات قرنطینه ای، برنامه های ریشه کنی، استفاده از نهال های عاری از ویروس و گواهی شده و تلاش در جهت اصلاح و دستیابی به ارقام مقاوم استوار باشد. در حال حاضر، شارکا در دنیا و ایران به عنوان یک بیمار گر اصلی و مهم شناخته شده و در لیست قرنطینه نباتی قرار دارد. در کنار قرنطینه نباتی، استفاده از نهال عاری از ویروس و سالم سازی و رعایت بهداشت نهالستان ها، به طور قابل توجهی در کنترل این بیماری مؤثر بوده است. همچنین تلاش هایی برای تولید و معرفی ارقام مقاوم در برخی از کشورها در دست انجام است. در این برنامه ها از اصلاح نباتات کلاسیک (بررسی ژرم پلاسم برای شناسایی ارقام مقاوم و روش های نوین اصلاحی به صورت توأم استفاده می شود.

ایلاویروسها :

این ویروس ها، هلو و سایر درختان هسته دار را آلوده می کنند. بیماری های لکه مرده حلقوی هسته دارها (PNSV)، کوتولگی هسته دارها (PDV)، موزائیک سیب (ApMV)، خط سیاه آلوی آمریکایی (APLPV) توسط این خانواده ایجاد می شود. در بین این بیماریها PDV و PNRSV و ApMV انتشار جهانی دارند. تا چند سال پیش APLPV تنها در آمریکای شمالی شایع بود و در لیست قرنطینهای EPPO قرار داشت، اخیرا این بیماری از کشورهای فلسطین، ایتالیا، آلبانی و تونس گزارش شده است.

علائم بیماری روی درختان هلو آلوده به PNRSV، شامل لکه های حلقوی مرده و زرد رنگ یا بدشکلی و نکروزه شدن تنه، ترک خوردگی یا شکاف تنه است. قطر تنه ی درختان آلوده نسبت به درختان سالم کم تر، عملکرد آنها به شدت کاهش یافته و رسیدن میوه نیز تحت تأثیر قرار می گیرد. در برخی از ارقام، در کنار لگه های حلقوی مرده، رنگ گلبرگ ها ابلق می شود. علائم بیماری PDV در هلو کم تر قابل مشاهده بوده و معمولا در برگها علائمی از این بیماری دیده نمی شود. با این وجود، در برخی از ارقام هلو، باعث متراکم شدن تاج درخت و کوتاه شدن میان گره ها می گردد. تلفیق آلودگی PNRSV و PDV ، عامل بیماری است که به عنوان کوتولگی و زوال هلو شناخته می شود. ریزش برگ نابهنگام در پایان اولین فصل رشد، شکاف خوردگی تنه، تولید پاجوش زیاد، کاهش عملکرد تا ۶۰ درصد، کاهش رشد شاخه و قطر تنه، تأخیر در گل دهی علائم این بیماری در درختان هلو می باشد. PNRSV و PDV بیماری های گرده زا و بذر زاد هستند و این امر به انتشار سریع آنها بسیار کمک می کند. دانه های گرده آلوده نقش کلیدی را هم در آلوده کردن بذر و هم انتقال به گیاه دارند، همچنین، تریپس ها، سایر آفات گل خوار و حشراتی که گرده را منتقل می کنند، به طور غیر مستقیم در انتشار این بیماری دخالت دارند. مهم ترین روش کنترل، استفاده از گیاهان عاری از ویروس و از بین بردن درختان آلوده می باشد. هسته های اولیه درختان سالم، باغ های مادری و نهالستان ها باید از باغ های تجاری که احتمال انتقال دانه ی گرده را فراهم می کنند، دور بمانند.

ویروس لکه حلقوی گوجه فرنگی :

این ویروس که برای اولین بار در آمریکای شمالی شناسایی شد، در درختان هلو دو بیماری موزائیک زردی جوانه (به آمریکای شمالی محدود بوده و توسط نماتد انتشار می یابد) و بیماری ساقه آبله ای که در اروپا، آمریکای شمالی و همچنین ایران انتشار دارد. با وجودی که این بیماری بسیاری از گیاهان زارعی و زینتی را در سراسر دنیا آلوده می کند، ولی هر دوی این بیماریها چه به صورت تکی یا توأم، خسارت شدیدی را وارد نمی کنند. مشخص ترین علائم، کلفت شدن غیر طبیعی تنه است، که ظاهر اسفنجی و رشته رشته به بافت زیر پوست تنه میدهد. این بیماری توسط نماتدهای خنجری انتقال می یابد و میزبان های زیادی در بین علف های هرز دارد. مواد گیاهی آلوده و پیوند نیز در انتقال آن نقش دارند. بهترین راه کنترل بیماری، جلوگیری از ورود آلودگی، رعایت موارد قرنطینه ای و استفاده از گیاهان عاری از ویروس است. همچنین تناوب کشت با گیاهان غیر میزبان قبل از احداث باغ به کنترل آن کمک می کند. ویروس لکه حلقوی گوجه فرنگی (ToRSV) عامل بیماری ساقه آبله ای در درختان سیب است، بنابراین بهتر است باغ هلو در مکانی که قبلا سیب کاشته شده است، احداث نگردد.

موزائیک پنهان هلو :

اهمیت اقتصادی این بیماری بسیار بالا می باشد، زیرا باعث کاهش کیفیت میوه، کاهش طول عمر درخت و افزایش حساسیت درخت به تنش های زنده و غیر زنده محیطی می شود. این بیماری در سراسر دنیا، از جمله مناطق حوزه دریای مدیترانه، آمریکای شمالی و جنوبی، چین، ژاپن و استرالیا انتشار گسترده ای دارد. علائم این بیماری تا کنون فقط روی هلو و دورگه ای آن دیده شده است. واژه ی پنهان (Latent) به این واقعیت که بیشتر درختان آلوده فاقد علائم هستند، اشاره دارد. تأخیر در گل دهی، برگ دهی و رسیدن میوه، ابلقی گلها، بدشکلی میوه، بی رنگ شدن همراه با ترک خوردگی از ناحیه درز میوه، همچنین در برخی موارد، نکروزه شدن جوانه و رشته ای شدن ساقه، در اثر ابتلاء به این ویروئید می باشد. در برگ، لکه های زرد رنگی موزائیکی به وجود می آید و با شدید شدن، سفیدی تمام برگ را فرا می گیرد. معمولا، درختان ۵ سال پس از کاشت، این علائم را نشان می دهند. در طی فصل گرم، علائم بیماری در درختان آلوده محو می شود. بیماری موزاییک پنهان از طریق پیوند مواد گیاهی آلوده و عملیات کشاورزی به خصوص هرس انتقال می یابد. تنها راه کنترل موثر، استفاده از مواد گیاهی سالم و عاری از ویروس و همچنین ضدعفونی وسایل و ادوات باغبانی مانند چاقو و قیچی می باشد.

ویروس لکه حلقوی پنهان توت فرنگی :

بیشتر علفهای هرز میزبان این ویروس هستند. این بیماری در اروپا به نام های مختلفی شناخته می شود و علائم متوسطی را در هلو ایجاد می کند. در طی بهار به خصوص در هوای سرد، موجب تأخیر در شکوفایی جوانه ها، گل دهی و رشد برگها میشود. این علائم اولیه در درختان در اوایل فصل دیده شده ولی بعد از شدت آن کاسته می شود. برگها کوچکتر، پیچیده و زرد شده و میان گره ها کوتاه می شود که به درخت فرم کوتوله می دهد. با گرم شدن هوا و رشد شاخه های جدید علائم نسبتا محو می شوند. در آلودگی های تلفیقی با ویروس های PDV و PNRSV به خاطر مشارکت سایر ویروس ها در این بیماری علائم بسیار شدید ظاهر می شود.

تعدادی از گونه های گیاهی از جمله گیلاس، آلوی اروپایی، انگور فرنگی به این ویروس حساس هستند. بنابراین، به دلیل گستردگی میزبان احتمال آلودگی درختان به این ویروس بسیار بالاست. انتقال این ویروس در درختان هلو از طریق نماتد و پیوند مواد گیاهی آلوده صورت می گیرد. همانند سایر بیماریهای ویروسی مؤثرترین راه کنترل، استفاده از مواد گیاهی سالم و عاری از ویروس ضدعفونی خاک، وسایل و ادوات باغبانی و مبارزه با علف های هرز و گیاهان میزبان می باشد.